دراین پست می خواهیم به این موضوع بپردازیم که آیایک نفربدست ماهدایت گرددمهم تراست ومفیدتراست یایکنفربدست ماگمراه گرددوازراه منحرف گردد.نمی توان دقیق دراین موردحرف زدوبستگی داردکه هرکدام چقدرموثرافتدوچقدربرد داشته باشد.آقای هاشمی درسایتشان کنکاش مطلبی دارندبه نام جادالله قرآنی وسپس زندگی واقعی پیرمردوپسریهودی رابیان می کنندکه آن پسرتنهابوسیله رفتارزیبای آن پیرمردمسلمان شده وبه حدی می رسدکه ملتی رامتحول کرده وموثرمی افتد.اماآقای هاشمی تاحال به این موردنپرداخته اندکه اگریک نفربدست ماگمراه شودچقدرمهم است .فردی که می شودهیتلروملتی رابه نابودی می کشاندوفردی می شودمارکس وبعدجهانی رابه نابودی می کشاندیافردی می شوددکترسروش و.....وبعدهم بله فردی می شودجادالله.

پس بستگی دارداینکه ماچه کسی راگمراه یاهدایت کنیم مسلمافردی که ازلحاظ استعدادی درسطح بالاتری باشدیاروندزندگی اوبه نحوی قرارگیردکه بتواندنسبت به جامعه وجهان موثرترافتدمفیدبودن یامضربودن خودرابهترنشان می دهدهرچندکه امکان داردباوجودآنکه آن فردازلحاظ استعدادی پایین ترباشداماباتاثیرقراردادن افرادی درحدبالاتربتوانندبهترعمل کنندمثلاداشتن فرزندی بااستعدابالاودرجهت عقده هایاافکاروالدین خودعمل کرده ودرجریان افتد.درکل بایدگفت انسان مهم است پس بایدسعی شودهمان طورکه سعی می کنیم افرادی رادرجریان درست فکری وزندگی قراردهیم سعی کنیم فردی راازاین مسئله دورنکنیم

و

یک نفرهم یک نفراست فرقی نمی کندگمراه کنیم یاهدایت

 

حال ببینیم که واکنش دوستان درسایت هاووبلاگهاچگونه است (این بیان رادردنیای واقعی هم دیده ام امامی خواهم فعلااثبات بااین دنیای مجازی باشد)

درپشت این سایت هاووبلاگهایی که به نام دین وجریان های فکری ساخته شده است بیشترافرادی قراردارندکه یاازلحاظ سنی درسطح پایینی هستندیاازلحاظ فکری وتخصصی کمبودهایی دارندمن آماری که برای این موضوع قرارداده ام 80% که ازبین آنهاشایدبتوان گفت تنها20%پشتیبانی فکری می شوند(این آماررانمی توان واقعی دانست بلکه براساس احتمال وبررسی که خودم کردم وارتباطی که بابعضی افراداشته ام به این نتیجه گیری رسیده ام)اینجاجاداردکه یک پرانتزی بازکنم وبگویم که متاسفانه ساختن این وبلاگهاازسوی این جوانان باعث شده که آنهاعقده هاوافکارخودرادراین دنیای مجازی خالی کنندوازآنجاییکه شناخته هم نمی شوندوتاثیری به آن اندازه هم ندارندچندان مهم واقع نشوندوبه نفع حکومت ایران باشدتابدین وسیله این عقده هاوکینه هابرای اوسرطانی نگرددیادردنیای واقعی اعمال نشود.پس شایدهم به نوعی مضربودن این وبلاگهاراخوب افرادمتوجه نیستند،برای همین است که حتی این حکومت باداشتن جریاناتی بعضی ازوبلاگهاراحتی به سوی بحث های بی خودی وشیعه وسنی می کشاندوآنهارامشغول هم می کندوخیال نکنیم اگراین حکومت این وبلاگهارافیلترنمی کندبه ضررش است ویک نکته دیگرهم که وجوددارداین است که نمی توان زیادبه جامعه فشاردادوبایدیه ذره هم آزادی داشته باشندوعقده هابازشناخته شوندوافرادخوب شناخته شوندبعدبه حسابشان برسند.

 

 

این افراد(وبلاگ نویسان وسایت ها)بیشترکاروروششان براساس قرآن نیست بلکه براساس مصلحت اندیشی وروحیه ای است که به ارث برده اند ؟چگونه رفتارآنان قرآنی نیست ؟می خواهم به یکی ازاین موارداشاره ای کنم

 

آیات خدا را لگدمال نکنید

 

درمواجهه باافراددینی یاسایت هاووبلاگهاچیزی که مواجهه می شویداینگونه است وقتی ازآنهانسبت به سئوالی ونظری ودیدگاهی نظراورامی خواهیدیابی تفاوت می ماندیاباوجوداینکه برخلاف دیدگاه اوست ومی داندکه آن فرددرست می گویدنمی پذیردوحتی برای پوشش این کارخود،بی تفاوتی اعمال می کندیامی گویدجزاولویت های کاری وفکری من نیست ودرحدفکری وعلمی وتخصصی من نیست یاوقت ندارم ونمی توانم موردبررسی قراردهم.

به عنوان نمونه سه نفررامعرفی می کنم یکی آقای دکتراحمدهاشمی نویسنده سایت کنکاش،(من دروبلاگم به قیدمطالبی درنقدایشان کوشیده ام ودرآنجااین موضوع راکامل بیان کرده ام)یکی آقای سعیدبخشی زاده نویسنده وبلاگ کاتلوگ انسان است(ایشان برخلاف گذشته سیرنزول رادرپیش گرفته اندیعنی باوجودآنکه قبلابه بیشترسئوالات پاسخ می دادندازوقتیکه منوشناخته اندروندنزول رادرپیش گرفته وسئوالات منوبابی تفاوتی پشت سرقرارمی دهندکه به راحتی ازذکرسئوالاتی که من دروبلاگم مطرح کرده وبی پاسخ مانده قابل نمایش است)(دراین وبلاگ قبلاکه وبلاگ نداشتم بااسم های گوناگون نظرمی دادم اماازوقتی که این وبلاگ راساختم بااسم محمد،ایشان به گونه ای دیگرعمل می کنند)سومی آقای صالح غلامی نویسنده سایت قرآن شناسی است که بعدازخواندن کلیه مطالب سایت ایشان ومرتب کردن آن وقراردادن دروبلاگم ازایشان درخواست کردم که به بقیه سئوالات دروبلاگم پاسخ دهندوموردبررسی قراردهند.نامه ایشان رابدون کم وزیاددراینجاقیدمی کنم

متن نامه من که برای آقای غلامی فرستاده ام

دوست عزیزآقای صالح غلامی سلام

 

بسیارخوشحالم باسایت زیباوقرآنی شماآشنامی شوم واین خوشحالی غیرقابل وصف است

 

به تمامی خواهران وبردارانم درسوئدسلام منوبرسانید

 

متاسفانه سال قبل به شماایمیلی زدم اماپاسخی ازسوی شمادریافت نکردم امابرای باردوم اقدام می کنم امیدوارم بی پاسخ نماند

 

برادرعزیزم تقریبایکسال قبل مطالبی دروبلاگم باعنوان چالشات دین اسلام قیدکردم که تاحال مطالبی زیباترازسایت شمادرپاسخ آن نیافتم .هرچنددربعضی مواردنیازبه کامل شدن داردوبه حکم اینکه انسان خدانیست خالی ازاشتباه هم نیست

 

بعدازبه پایان رساندن ومطالعه ی کلیه مطالب سایت شمابامرتب سازی درسایتم قرارداده ام ونظرخودمونسبت به بعضی ازقسمت های آن هم بیان کرده ام .

 

دوست دارم به وبلاگ من سربزنیدونسبت به چالشات دین اسلام من نظرخودرابیان کنیدکه حاصل زحمات زیادی است نسبت به سئوالاتیکه بسیاری ازدوستان ایرانی دارند.

 

ازآنجائیکه نمی دانم کی به وبلاگ من مراجعه می کنیدعلاوه برمعرفی وبلاگم قسمت های مختلف آن که بایدمراجعه کنیدنیزلینک آن رابه شمامعرفی می کنم.هرچندکه دوست دارم به صورت گزرایی هم که شده تمامی قسمت های گوناگون وبلاگم موردبازدیدشماقرارگیردوبنده گنهکارراراهنمایی کنیدونگاه درست قرآنی رابه من معرفی کنید.

 

امیدوارم باخواندن مطالب خیال نکنیدمن برضداسلام هستم درحالیکه باتمام وجودقرآن،خداواسلام رادوست دارم ومنتظریاری دوستان قرآنیم مثل شماهستم .

 

لینک وبلاگ چرا؟

http://chera2chera.blogfa.com/

 

لینک آخرین مطلب باقیدمطالب سایت شماکه به صورت مرتب درچندفایل به صورت فشرده است ونظرخودم نسبت به بعضی ازمطالبتان باچندپرسش ازشما (امیدوارم شماهم درقسمتی ازسایتتان اینگونه عمل کنیدتافردی بتواندکلیه مطلالب شمارایکجابدست آورد)

http://chera2chera.blogfa.com/post-220.aspx

 

لیک چالشات اسلام (درآرشیوموضوعی قسمت چپ وبلاگ قابل نمایش ودیدن است)ازبین آنهاچالشات دین اسلام وچراقیامت چراآخرت ومطالب ایمان وکفربسیارمهم هستندمطالب این قسمت همانندیک کتابی است که موردسئوالات زیادی نسبت به دین اسلام دارد

http://chera2chera.blogfa.com/cat-17.aspx

 

دلم می خواهدهرزمانیکه سایتتان رابه روزکردیدمرتب منوباخبرکنید

هرزمانیکه به مطالب من پاسخ دادیدونامه ی منودریافت کردیدمنومطلع کنید

 

حتماباتعمق به مطالب من توجه کنیدوکامل آن رابخوانیدتاحق مطلب رااداکرده باشید

 

 

باتشکرازشمانویسنده وبلاگ چرا؟همیشه درچرا؟

 

متن نامه آقای صالح غلامی نویسنده سایت قرآن شناسی ازسوئددرپاسخ به نامه من

با سلام به شما دوست گرامی و با آرزوی موفقيت و سلامتی شما

يکی مسئله وقت است. بينندگان سايت زياد هستند و خواسته های زيادی دارند که من نمی توانم به همه آنها برسم. مثلا امروز کسی می خواست که مطالب سايت را به ايميل او بفرستم، ديروز کسی ميخواست که نظرم در مورد گفتار آقای سروش برای او بنويسم وهمينطور. بينندگان سايت که وبلاگ و سايت دارند، يکی و دو تا و ده تا نيستند، خيلی از بينندگان سايت وبلاگ دارند و سايت دارند و خواسته هائی دارند. پاسخ دادن به خواسته های آنها از توان من خارج است

 

مسئله ديگر اينست که انسانها از نظر تجربه و دنيا ديدگی و نگاه به مسائل در سطوح مختلف هستند و نگاههای متفاوت دارند. چيزی که برای شما پرداختن به آن مهم و ضروری است می تواند برای من غير ضروری باشد و همينطور برعکس

 

چيزی که من برای زمان ما، به آن معتقد هستم و دنبال آن هستم قرآن شناسی و سنت پيامبر شناسی به زبان جامعه و برای جامعه، برای کسانیکه مسلمان هستند، می باشد

 

من چند مورد مطالب سايت شما را خواندم و خواهم خواند ولی من نمی توانم قول بدهم که مطلبی در مورد سايت شما برای شما بنويسم

با آرزوی موفقيت و سلامتی شما و خدا نگهدار

-------------------------------------------------------------

 

حال ببینیم دیدگاه خداچگونه است .سوره ضحی راموردبررسی قرارمی دهیم.

درابتدای سوره در دوآیه خداانسان رابه دل طبیعت می کشاندتابا نگاه به افاق وانفس بداندکه نظم وحکمتی دراین جهان حکمفرماست سپس می گوید:پروردگارت تورارهانکرده است ودشمن ندانسته است وموردخشم قرارنداده است.خوب پس نتیجه گیری که انسان بایدبه آن برسداین است که خدادشمن انسان نیست وانسان رارهانکرده است وبه حال خودنمی گذاردبلکه برای اوبرنامه زندگی می آوردبرای اومسیرهدایت مشخص می کندبه اونمایش می دهد.بله!بانگاه به افاق وانفس به این نتیجه گیری می رسدکه خدااورهانکرده است وبه حال خودنگذاشته است.سپس دردوآیه نهایت زندگیی که انسان به آن می رسدرامشخص می کندکه بهترازابتدای آن است که شروع کارانسانی است وامکان داردبدلیل عدم رشدانسانی یاوجودسختی ها،نتوان چندان خشنودبودامابه زودی بعدازطی کردن این مسیررشدی به حدخشنودی خواهدرسید.درآیات بعدی خدانعمتهایی که به پیامبریاحتی دیگرانسانهاداده (بانگاه به آنها چه درخودیادیگرانسانها)انسان رامتوجه می کندآیه 6نجات ازیتیمی آیه7ضال وگمراه بودن ورسیدن به هدایت آیه 8فقیروبی چیزبودن ورسیدن به غناوبی نیازی . بعدآیاتی می آوردکه تنگاتنگ به این سه آیه ربط داردودقیقاآیه 9روبروی آیه 6 وآیه10 روبروی آیه7 وآیه11روبروی آیه8قرارمی گیرد. یعنی خداوندبعدازذکرنعمتهامی گویدحالاکه توراازیتیمی نجات داده ام یتیم رازبون مداروحال که توراازضال وگمراهی نجات داده ایم افرادی که بدنبال هدایت وپرسشگری وچرایی هستندورسیدن به حقیقت راباخشونت مران(این آیه دقیقابامقایسه باآیات قبل به این معنی است ومعنی سائل به معنی گدانیست)وحال که توراازفقربه غناوبی نیازی رسانده ایم ازنعمتهای پروردگارت بازگوکن که چگونه انسان رارشدمی دهدوانسان رابه کمال می رساندیعنی درپایان نتیجه گیریی که ابتدازانسان می خواست بیان می کندکه نهایت انسان به کجامی رسدبه اینکه بایدشکرگزارباشداینکه خداچگونه تمامی نعمات رابرای انسان به وجودآورده.

پس مابایددرمقابل جستجوگری وپرسشگری وتحقیق دیگران احترام گذاشته وسعی کنیم که آن فردرادرمسیردرست قراردهیم والویت بافردی است که این گزینه دراووجودداردواین درخواست راازدیگران دارد. برای تاییدصحبت هایم آیات دیگردرسوره عبس موردبررسی قرارمی دهیم:

داستان ازاین قراراست(درابتدای آیات بیان می کند)که نابینایی به پیش پامبرمی آیدومشتاقانه وشتابان ازاودرخواست دارداماازسوی پیامبرموردغفلت قرارمی گیردحتی واکنش اودرحددرهم کشیدن صورت وبرگرداندن صورت ازفردی نابیناست (باوجودی که مااعمال دینداران رابدترازاین می بینیم اماخدامی خواهددرنطفه موردی راخفه کندکه درصورتیکه رشدپیداکندجامعه راروبه نابودی می کشاند)اماچگونه موردتوبیخ خداوندی قرارمی گیردکه چرافردی که اهل پرسشگری ورشددادن به خوداست وبدنبال حقیقت است رانادیده گرفته وبدنبال فردی است که خودراازرشددادن بی نیازدانسته ،وبراساس احتمال اینکه رشدوهدایت رابپذیرداست.چرانقدرارهاکرده ای وبه نسیه می پردازی؟

 

وپرسشی که دارم آیافردی که اینقدردیدگاه دیگران مورداهمیت قرارمی دهدوموردبررسی قرارمی دهدوکامل می خواندونظرخودرابیان می کندنبایددرالویت بررسی دیدگاههاونظرات اووپرسشات اوباشد(متوجه سه فردی که موردنقدقراردادم)

 

فراموش نشودکه پرسش وچرایی مهم نیست که فردی ازمابپرسدحتمامارامخاطب قراردهد،همینکه دراواین روحیه رامی بینیم مانبایدبی کاربنشینیم . همانگونه که پیامبردرضال وگمراهی وسرگردانی وچرایی بودووضعیت جامعه ومشکلات رامی دیدوراهی نمی دیدکه به یکباره خدابرای اوهدایت می آورد.

 

 همیشه سعی کرده ام به هیچ نظری بی تفاوت نباشم ونسبت به هیچ شخصی به حکم انسان بودنش بی تفاوت نگاه نکنم وفردی رابه خاطراینکه دارای مدرک وتخصص است رابهترازفردی که بی سواداست قرارندهم وپرسش وسئوالات وددیگاههارابه حکم ارزشی که دارندنگاه کنم نه به حکم چه کسی می گویدچون نظروپرسش برایم مهم بودنه فرد؟سعی می کردم حتی اگردرموردی وقت ندارم وتوانایی بیان ندارم فردرادرمسیردرست برای رسیدن به حقیقت بکشانم تابه سئوالاتش برسد.سعی کرده ام به هیچ عنوان شخصی رانرانم چون امکان داشت ذره ای خشونت رابه همراه خودداشت.برایم عجیب است که باوجودآنکه شایدازلحاظ علمی نسبت به بسیاری ازافراددرحدپایین ترهستند(دربعضی زمانهادراین یکسال مشغولیتم زیادشده)توانسته ام قوی تردرامروبلاگ نویسی عمل کنم شایدبه دودلیل باشدسعی کرده ام کاملامنطقی وقرآنی باشم ومطالب قوی داشته باشم مطالبی که استدلالهاراکامل قیدکرده باشد.به هرحال به نظرم نیازهست که سایتی قوی ایجادشودتاازلحاظ تفکری وپرسشگری حتی مددکاری به دوستان کمک کندتاازلحاظ روحی وروانی تعادل خودرابازپیداکنندهرچندکه من باتوجه به وضعیت موجودگمان نکنم درعهده افرادی باشد.

 

متاسفانه افرادی راکه موردنقدقرارداده ام راباخبرنخواهم کردچون مطمئنن وقت ندارندیااینکه دلشان می خواهندباافرادی که خودرابی نیازمی دانندمشغول کنندیابه نسیه بچسبندیاتخصص ندارندیانقدپذیرنیستندیابه الویت های دیگر بپردازند (نمی دانم باچه برداشت قرآنی به این دیدگاه رسیده اند).

 


 

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت موضوع چرا؟ | لینک ثابت